صفحه اصلي مقالات ادبیات و سینما
ادبیات و سینما


سوء تفاهمی به نام آزادی

ایمیل پرینت PDF
(3 votes, میانگین 5.00 از 5)

صدای تق تق، هارمونی عجیبی با روح بزرگش داشت. هر دو در حال خرد شدن... لحظه ای مکث می کند و بدون اینکه سرش را بالا بیاورد دوباره مشغول کوبیدن می شود. کم کم هوا رو به تاریکی می رفت و اهالی خیابان هشتم از کار روزانه و طاقت فرسا به خانه هاشان بازمی گشتند. مرد میانسالی با هیبت یک مدیر یا کارمند یا چیزی در همان حدود، با شنیدن صدای تق تق شروع به غر غر کردن کرد و از آنجا دور شد. زن چادر به سری که دست بچه اش را گرفته بود، نگاه دزدانه ای از زیر چادرش کرد و قدم هایش را بلندتر برداشت و پسربچه را هم با خودش کشید. پسربچه کمی مقاومت کرد ولی در نهایت تسلیم نگاه خشن و معنادار مادرش شد و شروع به دویدن کرد.

آخرین به روز رسانی در يكشنبه ، ۹ خرداد ۱۳۸۹ ، ۱۳:۳۹ ادامه مطلب
 

مايک لی و رئاليسم سينک آشپزخانه

ایمیل پرینت PDF
(1 رای, میانگین 5.00 از 5)

پيش از اعلام جوايز جشنواره کن، به زعم اکثر منتقدان، فيلم "سالی ديگر" اثر کارگردان بريتانيايی مايک لی شانس زيادی برای بردن نخل طلا داشت. اين بهانه ای شد تا با جمعی از دوستان به تماشای فيلمی از مايک لی بنشينيم، فيلم "راز ها و دروغها" که سال 1996   نخل طلای کن را به خود اختصاص داد. هر چند که فيلم فانتزی " عمو بونمی که زندگيهای سابقش را به ياد می آورد" جايزه اصلی جشنواره امسال را برد، فيلمی که بی شباهت به دنيای تيم برتن، رييس هيأت داوران، نيست، با اين حال ديدن " رازها و دروغها" تجربه جالبی بود نه از جنس فانتزی بلکه از جنس رئاليسم آنهم رئاليسم سينک آشپزخانه.

آخرین به روز رسانی در دوشنبه ، ۱۰ خرداد ۱۳۸۹ ، ۱۷:۳۱ ادامه مطلب
 

جستجو

ایمیل پرینت PDF
(2 votes, میانگین 4.00 از 5)

آنچه که می شنوم نجوایی است گنگ اما آشنا. صدایی که هر لحظه بلند تر و واضح تر می شود. بالاخره آنقدر هوشیار می شوم تا صدای خش دار همکار را شناسایی کنم.

 « پاشو....وقتشه.»

آخرین به روز رسانی در شنبه ، ۲۸ فروردين ۱۳۸۹ ، ۲۱:۰۴ ادامه مطلب
 

خط فاصله

ایمیل پرینت PDF
(3 votes, میانگین 3.33 از 5)

دستگیره در را چرخاند. هنوز گوشی تلفن توی دستش بود. چند لحظه ای در چارچوب در ایستاد و سعی کرد بار سنگینی ذهنش را با پاهایش حمل کند. قدم هایش سنگین، آهسته و سرد بودند. نشانه ای از عجله در رفتارش دیده نمی شد. بدون اینکه پلک بزند مسیرش را در امتداد دیوار پیش گرفت و به سمت اتاق خواب رفت. به جلوی پنجره رفت و زل زد به بیرون.

آخرین به روز رسانی در جمعه ، ۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ ، ۱۵:۰۲ ادامه مطلب
 

گفتگو با شیطان

ایمیل پرینت PDF
(6 votes, میانگین 3.67 از 5)

صداها. دود. ابری از دود بود که بر تمام فضا سایه افکنده بود. تنها در گوشه ای نشسته بودم. گویی به دنبال فرشته ای می گشتم که از آسمان بر من نازل آید. چیزی از دور می آمد. انتظارم به سر آمده بود؟ نزدیک آمد. هاله ی دود را شکافت. صداها ایستادند. گویی اتفاق مهمی در شرف وقوع بود، سکوت کردند. سکوت... شوکه شدم. شباهتی به فرشته نداشت. بی رنگ بود. بی جرم. ولی قابل تشخیص در آن انبوه صداها و تجمیع دود غلیظ. نزدیک تر آمد. پرسیدم تو دیگر کیستی؟

آخرین به روز رسانی در دوشنبه ، ۲ فروردين ۱۳۸۹ ، ۰۱:۱۴ ادامه مطلب
 


صفحه 1 از 7

شماره جاری

ورود



انلاین

هیچ کس انلاین نیست.