پيش از اعلام جوايز جشنواره کن، به زعم اکثر منتقدان، فيلم "سالی ديگر" اثر کارگردان بريتانيايی مايک لی شانس زيادی برای بردن نخل طلا داشت. اين بهانه ای شد تا با جمعی از دوستان به تماشای فيلمی از مايک لی بنشينيم، فيلم "راز ها و دروغها" که سال 1996 نخل طلای کن را به خود اختصاص داد. هر چند که فيلم فانتزی " عمو بونمی که زندگيهای سابقش را به ياد می آورد" جايزه اصلی جشنواره امسال را برد، فيلمی که بی شباهت به دنيای تيم برتن، رييس هيأت داوران، نيست، با اين حال ديدن " رازها و دروغها" تجربه جالبی بود نه از جنس فانتزی بلکه از جنس رئاليسم آنهم رئاليسم سينک آشپزخانه.
رئاليسم سينک آشپزخانه اصطلاحی است که به جنبش فرهنگی در هنر در بريتانيا اطلاق می شود و سر آغاز آن اواخر دهه 50 و اوايل دهه 60 است. اين جنبش توسط نويسندگان، نمايشنامه نويسان ، نقاشان و فيلمسازانی به راه افتاد که دغدغه مشکلات و شرايط زندگی طبقه کارگر را داشتند. داستانها اکثراً در مناطق صنعتی و فقيرنشين شمال انگلستان رخ می دهد و زبان حاکم بر شخصيتهای اين داستانها آشفته و زمخت است. بيان واقعيتهای زندگی کارگران، گذراندن وقت در پاتوقهای کثيف و گفتگوی آنها درباره مسائل اجتماعی سياسی روز از مشخصات اين سبک است. رئاليسم سينک آشپزخانه نوعی رئاليسم اجتماعی است و نبايد آن را با رئاليسم سوسياليستی که هنر رسمی شوروی و بلوک شرق بود اشتباه گرفت. رئاليسم اجتماعی بر خلاف رئاليسم سوسياليستی که تحت کنترل دولت است و به نوعی هنر سفارشی است ، از يوغ اتوريته آزاد است و هنرمند آزادی عمل دارد. در رئاليسم اجتماعی شخصيتهای اصلی به نوعی ضد قهرمانهای ناراضی از زندگی هستند. در اين سبک اثری از ايده آل سازيهای رئاليسم سوسياليستی در قالب کارگران آفريننده يوتوپيای سوسياليسم نيست. همچنين نمی توان نشانه ای يافت از رمانتيسم بادکرده با داستانها و شخصيتهای بادکرده که نمونه های آن را به وفور در سينمای هاليوود می توان ديد. سينک آشپزخانه ازيکی از نقاشيهای جان براتبی گرفته شده است و اشاره به جريانی در ميان هنرمندان جوان بريتاني دارد که از اشياء خانگی برای تاکيد بر روزمره گی و پيش پا افتادگی استفاده می کردند. جريانی که به تدريج به سمت درام با مضمون نمايش واقعگرايانه تر از زندگی طبقه کارگر رفت.








